سيد علي اكبر قرشي
44
قاموس قرآن ( فارسي )
* ( الْعَرْشِ الْعَظِيمِ » ) * نمل : 26 . همچنين * ( رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ ) * ، . . . * ( بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَالْمَغارِبِ ) * ، . . . * ( رَبُّ - السَّماواتِ السَّبْعِ ) * . . . * ( بِرَبِّ النَّاسِ ) * ، . . . * ( بِرَبِّ - الْفَلَقِ ) * و غيره در قرآن مجيد استعمال شده است . مضمون مجموع آنها روشن مىكند كه خداوند پرورش دهندهء تمام موجودات است هم خلقت از جانب اوست و هم تربيت على هذا خالق و مربّى و معبود فقط خداى سبحان است . در بعضى از آيات ربّ بر غير خدا اطلاق گرديده است مثل * ( « وَقالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّه ناجٍ مِنْهُمَا اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ » ) * يوسف : 42 . يعنى يوسف بيكى از آن دو كه گمان ميكرد نجات خواهد يافت گفت : مرا نزد رئيس خود ياد كن . همچنين است آيهء 50 و 41 . از همان سوره و نيز جملهء * ( « فَأَنْساه الشَّيْطانُ ذِكْرَ رَبِّه » ) * در آيهء 402 . و ظاهرا مراد از رب در اين آيات ملك و رئيس است چنان كه از مجمع البيان نقل شد . * ( « أَ أَرْبابٌ ) * مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ الله . . . » ) * يوسف : 39 . ارباب جمع رب و چهار بار در قرآن مجيد آمده است و مراد از آن معبودهاى دروغين و ملائكه و بزرگان قوماند كه قرآن از اتخاذ ارباب در مقابل خداوند نهى فرموده است و چهار محل فوق بقرار ذيل است : يوسف : 39 . آل عمران : 64 و 80 - توبه : 31 . راغب ميگويد : بنا بر آنكه ربّ فقط به خدا اطلاق مىشود لازم بود كه جمع بسته نشود ولى بنا بر اعتقاد كفّار جمع بسته شده است نه راجع بنفس امر و حقيقت ، بهتر است گفته شود براى نقل قول آنها و براى تفهيم جريان جمع آمده است . در دعاى 48 . صحيفه آمده : اللهم لك الحمد . . . رب الارباب . ربّيون : * ( « وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قاتَلَ مَعَه رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ » ) * آل عمران : 146 . ربّى بكسر اول مثل ربّانى كسى است كه مخصوص به خدا باشد و به غير خدا مشغول نشود بقولى : ربّيون بمعنى